الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

439

الغدير ( فارسى )

11 سيد ضياء الدين يمنى ( م 1096 ) - اى ياران ، هرگاه آهنگ سفر كنيد ، مركب خود را بدان سوى برانيد كه باد جنوب از جانب كعبه مىآيد . - عيبجويانم نمىدانند كه من چه مهرى در دل دارم ، و خورجين‌هاى من از چه كالايى آكنده است . - به قبيله بگوييد كه هيچگاه انس‌گيرندگان به يك حال نمىمانند ، و همواره اهل قبيله در آمدوشد هستند . - از سرزمين يار هرگاه بارقه‌اى جلوه‌گر آيد ، باز در پشت موانع مخفى مىشود . - هرگاه از ميان ابرها برقى بدرخشد ، آن را آذرخش‌نشان ندانيد . - آن را جلوه‌اى از دندانهاى شفاف يار بدانيد كه همچون گوهرى بر گردنبند مىدرخشد ، گوهرى كه تاكنون هيچ گهرفروشى به تراشيدن و سفتن آن توفيق نيافته است . تا آنجا كه مىگويد : - چه خوب بود شما نكوهشگران ، آن دندان سپيد و چشم و ابروى زيبا را مىديديد . - آنگاه به من حق مىداديد و در اين عشق و دلجويى شركت مىجستيد ، و بر گردن اشتران راهوار سوار مىشديد و به سوى يار مىشتافتيد .